|
|
|
|
|
۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹، در تاریخ ایران روزی فرخنده، ماندگارو فراموشنشدنی است در زمان حکومت شادروان دکتر محمد مصدق، لایحه ملی شدن صنعت نفت ایران که به وسیله معظم له تقدیم مجلس شورای ملی ایران شده و با اکثریت قاطعی به تصویب مجلس رسیده بود در این روز به توشیح شاه رسید.
درسال ۱۳۳۰، اقشار مختلف مردم به ویژه دانشجویان دانشگاه تهران و دانش آموزان دبیرستانهای تهران برای عرض شادباش و اظهار شادمانی و سپاسگزاری از این کار بزرگ ملی به دیدار دکتر محمد مصدق در خیابان کاخ جنوبی سابق(فلسطین جنوبی امروز) که منزل دکتر مصدق در آن واقع بود میرفتند و با تقدیم سبد گل و هدایای معنوی به آن ابرمرد تاریخ معاصر ایران سپاس و شادمانی و احساسات ملی و میهنی خویش را نشان میدادند. دادگاه بین المللی لاهه که یکی از ارکان سازمان ملل است، کار مصدق مبنی بر ملیشدن صنعت نفت را مورد تائید قرار داد و رای خود را بر له حکومت ایران و بر علیه حکومت انگلستان صادر نمود. شگفت اینکه حتا قاضی با وجدان انگلیسی در دادگاه لاهه نیز رای خود را به سود ایران داد. آنروز خبر ملی شدن صنعت نفت ایران و کار بزرگ مصدق و صدور رای دادگاه بین المللی لاهه بر له دولت ایران از مهمترین اخبار روز جهان بود. به خاطر دارم موزه «مادام توسو» در لندن که از موزههای مشهور انگلستان است و مجسمه معروفترین افراد تاریخ معاصر جهان را در معرض دید بینندگان خود قرار میداد، از ایران معاصر فقط مجسمه دکتر مصدق را تهیه و در معرض دید بینندگان قرار داده بود. خاطره دیدار من با مصدق در آن زمان در تمام ایران فقط یک دانشگاه وجود داشت و آن هم دانشگاه تهران بود. بنابراین هر کس در هر کجای ایران که میخواست به دانشگاه برود، باید به تهران میآمد. بنابراین من در شهریور سال ۱۳۳۰ برای ادامه تحصیل به تهران آمدم و چون در کرمان بیش از کلاس پنجم دبیرستان نبود، لذا از کلاس ششم ادبی را در دبیرستان «شاهدخت» خواندم. در اواخر ماه آذر ۱۳۳۰، یک روز شادروان خانم لطفی مدیره دبیرستان شاهدخت، مرا به اتاق خویش فراخواند و به من فرمود چون عدهای از دانشآموزان و نماینده دبیران دبیرستان «شاهرخ» بایستی تا اواخر بهمن برای عرض تبریک ملی شدن صنعت نفت به دیدار دکتر مصدق بروند و از آنجا که شنیدهام تو شعر میسرایی، میخواهم شعر خوبی در این باره بسرایی و هر چه زودتر آن را به من بدهی تا به دبیر خط دبیرستان بدهم و پس از اینکه او با خط خوش شعر تو را نوشت آن را د ر قاب زیبایی بگذاریم تا در روز موعود با سبد گل از سوی دبیرستان دخترانه شاهدخت تقدیم حضور دکتر مصدق شود. من از سویی با امید و از سویی با ترس و اضطراب اینکار را پذیرفتم و تا جایی که توانم بود سعی کردم شعری بسرایم که در خور کار بزرگ آن ابرمرد تاریخ معاصر باشد. چکامهای که ملاحظه میفرمایید نتیجه چندین روز کار من است و پس از اینکه آن را در ماه دی سرودم با شادی شعر را به خانم لطفی دادم. شعر پس از نگارش، توسط دبیر خط دبیرستان در قاب زیبایی جای گرفت و در روز ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ با عدهای از دانش آموزان ممتاز دبیرستان شاهدخت و دبیر خط دبیرستان، با توجه به وقت داده شده به منزل دکتر مصدق رفتیم. دکتر در یکی از اتاقهای منزل ما را به حضور پذیرفتند، به طوری که شنیدم ایشان در همین اتاق سفرای خارجی و مهمانان و بزرگانی را که به دیدارشان میآمدند میپذیرفتند. به هر حال، پس از اینکه وارد اتاق شدیم و سبدگل که در عکس نمودار است، تقدیم شد و از طرف دبیرستان مراتب سپاس و تبریک عرض گردید. من هم چکامه مزبور را در حضورشان خواندم و تقدیمشان کردم معظم له شعر قاب شده را با خوشرویی از من به نمایندگی از طرف سایر دانش آموزان پذیرفتند و آن را در آغوش گرفتند که در عکس نمودار است. شعر حماسه مصدق ای فدای خاک ایران کهن، جان و تن ما / جان ما بادا فدای خاک پاک میهن ما باد ایران جاودان و سرمدی راه مصدق / باد ویران کاخ ظلم و راه شوم دشمن ما دست هر بیگانه ای باید شود کوته ز ایران / تا که هر آلایشی پالاید از پرویزن ما بر همه ایرانیان فرخ بود راه مصدق / آفرین بر قهرمان ملی شیر اوژن ما نفت این سرمایه ملی و این ارث خدایی / سالها تاراج شد با دست خصم رهزن ما آوخ از پیمان شوم دارسی با شه مظفر / گشت آن پیمان رنج آور وبال گردن ما نفتکشهای تهی پر شد دریغ از نفت ارزان / آب را کوبید دشمن اینچنین در هاون ما تا که در ایام پر شوری به دوران مصدق / پرتو خود باوری تابیده شد از روزن ما صنعت نفت وطن با دست او گردید ملی / شکر یزدان که زاغان را براند از گلشن ما دست حق آمد برون پرتو فشان از آستینش / حق ایران را گرفت از بهر مام میهن ما روز پایانی اسفند است میمون و مبارک / بر دمید آن روز فرخ آفتاب روشن ما در ره احقاق حق ملی ایران ، مصدق / لکه بیگانه را بزدود از پیراهن ما باید این صنعت دگربادست ایرانی بگردد / روح ایران باوری باشد نماد بودن ما آنچه را گفت آن جهانبین د ر ره احقاق ایران / بود فریادی ز ژرفای دل درد آکن ما دادگاه لاهه رایش گشت تایید مصدق / چون مسلم بود اسناد به به حق و متقن ما در وطن افکند شور پر غروری آن حماسه / زهره هم شد همنوا با نغمه شور افکن ما ای مصدق راه ایران خواهیت بادا گرامی / چونکه هستی قهرمان بخرد و رویین تن ما سرچشمه:سایت یتااهور |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 21:16 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
پارسیان در سال های پایانی سده نوزدهم و سال های نخستین سده بيستم ميلادي ، دومووسسه بزرگ را براي ياري رساندن به همكيشان خود در ايران بنیان نهادند : ١ ) انجمن اكابر پارسیان هند. ٢ ) انجمن زرتشتيان ايراني ـ بمبئي . اين دو انجمن، كه سال ها سرپرستي مووسسات مهم زرتشتي در يزد و تهران را به عهده داشتند، تحولات اساسی و بنيادين در جامعه زرتشتي ايجاد نمودند كه هنوز هم تا به امروز جامعه زرتشتي ازثروت و تفكر آن ها استفاده مي كند. این انجمن ها چرا و با چه انگیزه ای سرمایه های کلان و مدیریت های قوی را برای ایجاد پایه های آموزش و فرهنگ در ایران به کار بستند؟ مطالعه تاریخ این انجمن ها و سرگذشت سازمان ها و انجمن هايي كه باني آنها پارسيان بوده اند ، به ما یاری می دهد تا دریابیم که مهمترین نیرویی که آنها را به ایران کشاند و توانستند زرتشتیان را نجات دهند و ایرانیان زرتشتی را از فقر فرهنگی نجات دهند؛ دو عامل «عشق به ایران» و «باور به دین پاک اشوزرتشت» بوده است. در اين گفتار تاريخچه این انجمن ها آورده شده است: انجمن اكابر پارسیان هند پارسیان كه از نابساماني، فشارهاي تعصب مذهبي، بي سوادي و فقر در جامعه زرتشتي آگاه شده بودند ، ابتدا در سال 1854م. نخستین نماینده خود ــ مانگجي ــ را براي مشاهده احوال زرتشتيان وگزارش اوضاع، به ايران فرستادند. ايشان در نامه هايي به هند ( كه متن آنها بسيار تكان دهنده است ) مشكلات و بدبختي های زرتشتيان را به هند گزارش كرد ( گويا اين نامه ها چاپ شده است). اداره امور دبيرستان كيخسروي ، آتش بهرام يزد ، 13 باب دبستان هاي روستاها و پرداخت بودجه سالانه مدارس و گهنبارها ، آب انبارها ، جوايز ، عروسي دختران فقير ، پرداخت دستمزد كاركنان همه بنيادهاي زرتشتي و غيره به عهده نمايندگان انجمن اكابر پارسيان بود. همچنين تعدادي از دختران زرتشتي كه توقف شان در يزد مصلحت نبوده توسط انجمن زرتشتیان یزد به بمبیی گسیل می شده اند و تحت سرپرستي و نظارت و رسيدگي قرار مي گرفتند . براي تمركز اين امور و سازماندهي كمك ها ، بزرگان و خيرانديشان پارسي از جمله پستن جي خورشيد جي ايراني و دينشاه جي جي باي ايراني سليسيتر گرد آمدند و انجمن «زرتشتيان ايراني ـ بمبئي را به رياست پستن جي خورشيد جي ايراني در سال 1918 م . در بمبئي بنيان نهادند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 23:38 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
آتشکده آتشکوه یکی از مهمترین آثار بجا مانده از دوران باستان در سرزمین کهن ایران است که در نزدیکی نیمور قرار دارد.[۱] مورخان قدمت این بنا را به دوره ساسانیان مربوط میدانند.[۲] بنای چهار طاقی آن شامل ستونهای سنگی استوانهای شکل است که بر روی هم استوار شدهاند. این بنا دارای اتاقهای سرپوشیده و محلی برای برافروختی آتش بودهاست. محلی که این آتشکده قرار دارد دارای طبیعت سبزی است، عظمنت بنا به حدی است که در برخی از متون به عنوان یکی از برترین آتشکده های زردتشتیان جهان یاد شده.
تاریخچهبه گفته ابنفقیه همدانی این بنا تا قرن چهارم هجری برپا و سالم بودهاست. همچنین او این بنا را همطراز ایوان کسری و معبد آناهیتا در کنگاور دانستهاست. حکیم محمدتقی خان در کتاب گنج دانش درباره بنای آتشکده آوردهاست:[۳]
هوتوم شیندلر و آندره گدار در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی نیز به برسی این بنا پرداخته اند. گدار ابتدا از بنا با عنوان آتشگاه یاد میکند و نقشهای از دیوار محاطی و دهلیزهای احتمالی آن بر اساس تصوراتی که میکرده است، رسم میکند؛ اما سپس با توجه به قرائن موجود، نقشهٔ مفروض خود را رد میکند و از بنا به عنوان یک علامت راهیابی یاد میکند[۴]. آندره گدار همچنین در توصیه بنا می گوید:[۵]:
اما به اعتقاد رضا مرادی غیاثآبادی، اینجا نه آتشکده که "چارتاقی" بودهاست، مانند چارتاقیِ نیاسر کاشان.[۶] موقعیت جغرافیاییاین آتشکدهٔ خاموش در ۵ کیلومتری راه نیمور به دلیجان و در نزدیکی روستای آتشکوهاست. با شهر محلات نزدیک به ۱۳ کیلومتر فاصله دارد. آتشکده در دامنهٔ کوه آتشکوه و در کنار رودخانهای به همین نام در گسترهای نزدیک به ۶۰۰ مترمربع ساخته شدهاست. در ازای آن ۴۰ متر و ۲۸ سانتیمتر و پهنایش در بخش خاوری(:شرقی)۶۰ متر و ۱۲ سانتیمتر و در بخش باختری(:غربی) ۲۵متر است. روستای آتشکوه با کمتر از ۱۰ خانوار ده ضلع شمالی این بنا قرار گرفته است. مختصات جغرافیایی:۵۰ درجه ۳۸ دقیقه ۰۱ ثانیه شرقی ۳۳ درجه ۵۲ دقیقه ۲۰ ثانیه شمالی ۶۳۳۶۱و۵۰غرب ۸۷۲۲۲ و۳۳ جنوب درخت چناردر کنار این آتشکده درخت چناری وج.د دارد که قدمت بسیاری دارد و ارتفاع بسیاری دارد[۷]. معادن سنگکوههای سنگی این منطقه منبع بزرگ درآمد برای اهالی بومی و یکی از بزرگترین معادن سنگ تراورتن در جهان است[۸].نکته جالب توجه اینکه سنگ به کار رفته در ساخت برج مشهور آزادی تهران از معادن همین محل استخراج شده است . ویژگیهای ساختاریریزهکاریهای بهکار رفته در بهرهگیری از سنگهای پاستونها و ستونها به اندازهای است که هیچگاه دوبند سنگ روی هم قرار نگرفتهاست. در ساخت بنا از آجرهای چهارگوش با نمای سنگ استفاده شده و برای استواری بیشتر بنا در درون دیوارها، تیرچه چوبی به کار رفتهاست. آتشکده آتشکوه نیمور محلات در 12 کیلومتری غرب دلیجان در استان مرکزی قرار دارد و متعلق به دوره ساسانی است. عظمت بنا به حدی است که جزء برترین آتشکدههای زردتشتیان جهان به شمار میرود. این آتشکده در 5 کیلومتری جاده نیمور و نزدیکی روستای آتشکوه نیمور قرار دارد و مورخان بنای این آتشکده را متعلق به دوره ساسانیان دانسته و معتقدند که بر اساس شواهد و قرائن تا قرن چهارم هجری سالم بوده است.
بنای آتشکده در دامنه کوه آتشکوه و در کنار رودخانهای به همین نام، در مساحتی حدود 600 متر مربع ساخته شده، طول بنا 28/40 متر و عرض آن در بخش شرقی 12/60 و در بخش غربی 25 متر میباشد. مجموع آتشکده از 3 بخش تالار اصلی (شرقی)، تالار غربی و راهرو تشکیل شده است. تالار اصلی یا شرقی آتشکده که احتمالا محل آتشدان و نیایش بوده و شامل تالاری مربع شکل است، که هر ضلع آن از بیرون ۶۰/۱۲ متر طول دارد. این تالار دارای 4 ستون مستحکم به ابعاد ۷۰/۲ در ۷۰/۲ متر و به ارتفاع شش متر تا پای طاق بوده که از سنگ و ساروج ساخته شده و گنبد و طاق این بنای عظیم روی این چهار ستون استوار است.
دو سوی ستونها به طرف داخل تالار بصورت نیم دایره و دوسوی دیگر آنها به صورت مستقیم و دارای زاویه بوده و روی ستونها سردرهایی هلالی و گنبدی شکل وجود داشته که بخش عمده آن فرو ریخته است. در ساخت بنا از آجرهای چهار گوش با نمای سنگ استفاده شده و برای استحکام بیشتر بنا در داخل دیوارها تیرچه چوبی به کار رفته است. تالار غربی ساختمان تالاری به طول ۳0/۱0 در ۶/۵ متر بناشده که از طریق راهرویی به تالار اصلی متصل میشود. دیوارهای شمالی و جنوبی این تالار از سنگ و ساروج ساخته و حدود ۴۰/۱ متر عرض و ورودی اصلی به تالار شرقی به پهنای ۶۰/۵ متر قرار گرفته است. در دو طرف ورودی اصلی، دو ستون به قطر ۴۰/۳ و دیگری ۴۰/4 متر با نمای بیرونی به شکل نیمدایره بصورت برج دیده بانی ساخته شده و در اطراف دو ستون اصلی، دوستون دیگر در جوانب آنها به طول ۲۰/۳ در۲۰/۲ متر وجود دارد. از ضلع غربی، چهارستون بزرگ نمایان است که ورودی اصلی و دو ورودی فرعی در اطراف را شامل میشود و به احتمال زیاد این ورودیها دارای سردر و سقف و طاق آجری بوده که فرو ریخته است. راهروی اصلی که تالار مربع شکلی است که در ضلع شرقی مجموعه ساختمان آتشکده قرار دارد، توسط راهرو اصلی به تالار غربی مستطیل شکل ارتباط مییابد. این راهرو 7 متر طول و ۸۰/۲ متر عرض دارد. آتشکده آتش کوه که از نظر معماری به آتشکده بندیان شباهت دارد . فاقد تالار طواف است . به این ترتیب نیایشگران در یک سوی بنا برای عبادت قرار می گرفتند.دیوار های تالار مرکزی بنا نیز با گچ بری هایی تزیین شده بود که پس از انجام فعالیت کاوش-گچ بری های فوق که از دیوار جدا شده بودند به موزه چهار فصل اراک منقل شدند. راههای دسترسی آتشکده آتشکوه، از تهران پس از طی اتوبان قم و سپس اتوبان سلفچگان به سمت شهر دلیجان حرکت کرده و در 5 کیلومتری جاده نیم ور به دلیجان، به سوی معدن سنگ آتشکوه، روستای آتشکوه، ضلع شرقی جاده به فاصله 300 متری بنای آتشکده تا جاده مزرعه کشاورزی، چشمه آب و رودخانه کوچکی است. آتشکده آتشکوه به شماره 311 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. پانویس
|
||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 21:41 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
فرزانه ارباب رستم گيو در سال 1267 خورشيدي در يزد به دنيا آمد . آموزشهاي آغازين را در يزد ، در نزد استاد ماستر خدابخش ،ودر مدرسه كيخسروي آغاز نمود ودر سال 1287 خورشيدي روانه تهران شد و به كار بازرگاني پرداخت . پيشرفت ارباب رستم در تجارت (به همراه برادرش ارباب گيو شاهپور و سپس شركت يگانگي پارسيان ) به حدي بود كه نام گيو براي بازرگانان پشتوانه اي با ارزش شناخته مي شد در فروردين 1312 خورشيدي در گردش چهاردهم وارد انجمن زرتشتيان تهران شد و از فروردين 1314 خورشيدي در گردش پانزدهم به سمت نيابت برگزيده شد و در تير ماه 1319خورشيدي پس از ارباب كيخسرو شاهرخ در گردش هفدهم به اتفاق آرا به سمت رياست انجمن انتخاب گرديد و تا پايان گردش 28 انجمن زرتشتيان اين سمت را در اختيار داشت (در كل 5 سال در مقام نيابت و 27سال در مقام رياست انجمن زرتشتيان) . در دوره چهاردهم به عنوان نماينده زرتشتيان واردمجلس شد وتا دوره نوزدهم اين سمت را در اختيار داشت.تا اينكه به سبب زيادي سن نمايندگي مجلس را كنار گذاشت . در تاريخ سوم مهر 1342 خورشيدي به دليل لياقت وشايستگي ، اولين فرد زرتشتي بود كه به عنوان نماينده انتصابي وارد مجلس سنا شد . وي،همچنين، در تاريخ دهم آبان 1335 خورشيدي نشان درجه يك تربيت بدني و در تاريخ24 اسفند 1336 خورشيدي نشان درجه يك از وزارت فرهنگ دريافت نمود و در تاريخ نوزدهم تير 1345 به عضويت سازمان ملي حفاظت آثار باستاني درآمد . فرزانه ارباب رستم گيو در آيين بزرگداشتي كه از سوي سازمان فروهر جوانان زرتشتي براي ارج نهادن به زحمات آن بزرگوار برگزار كرد ، فرمود : “سپاس اهورامزداي بزرگ را كه به اينجانب توانايي خدمات ناچيزيكه انجام داده ام عنايت فرموده و از عموم كسانيكه با اينجانب همكاري صميمانه نموده اند قدرداني و تشكر مي نمايم زيرا بدون پشتيباني وحمايت و همكاري صميمانه آنان بي شك در خدمات اجتماعي و سياسي كامياب نمي گرديدم”. ارباب رستم گيو بنياد رستم گيو را درسال 1337 خورشيدي تاسيس نمود. از نيـك كــــرداري ايشان مي توان به موارد زير اشاره نمود : -ساخت دبستان گيو در تهران -ساخت مجتمع بزرگ فرهنگي ،اجتماعي و مسكوني رستم باغ واقع درتهران پارس به به مساحت تقريبي 25000 مترمربع شامل آدريان ، كتابخانه ، تالارها ، ساختمانهاي مسكوني براي حدود 88 خانوار، زمين ورزشي و … . -ساخت دبستان دخترانه استاد خدابخش در تهران . -ساخت دبستان پسرانه استاد پورداود در تهران . -ساخت آب انبار در تهران پارس . -اهداي قطعه زميني به مساحت 15000 مترمربع به آموزش و پرورش استان تهران . -ساخت درمانگاه در سوهانك تهران و اهداي آن به وزارت بهداري به نامگانه برادرزاده جوان خود مهربان گيو. -ساخت يك باب مدرسه ، يك باب حمام ، يك باب مسجد در روستاي كوهان دماوند . وهمچنين ايجاد جاده شوسه ماشين رو از جاده اصلي فيروز كوه به روستاي نامبرده . -ساخت تالار 400 نفره مراوريد در يزد . -ساخت آب انبار 4000 مترمكعبي در محله دستوران يزد . -لوله كشي روستاي نصرت آباد يزد . -ساخت آب انبار و خيله(آسايشگاه) براي زيارت كنندگان پير سبز ( پيرچك چك). -ساخت درمهر ارباب رستم گيو با ساختمان چهار طبقه واقع در 15 كيلومتري شمال غرب نيويورك . -ساخت درمهر مهربان گيو(به نامگانه برادرزاده اش) در كانادا . -خريد زمين وسيعي در شيكاگوي آمريكا به منظور ساخت درمهر كه در سال 1362 خورشيدي تكميل و گشايش يافت . - … و كمكهاي مداوم به سازمانها و انجمن هاي زرتشتيان شهرهاي مختلف ايران . فرزانه ارباب رستم گيو در روز 15 مهرماه سال 1359 خورشيدي ودر سن 92 سالگي درگذشت ، و به راستي كه وي سوشيانت زمانه خويش بود . روانش شاد ونامش به نيكي ياد باد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 21:47 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
با وقوع جنبش مشروطیت در ایران و ورود آثار این تحول به یزد انتظار چنان میرفت که وضعیت اقلیت های مذهبی (به ویژه زرتشتیان) تا حدی رو به سامان گذارد.
چرا که تجار معروف زرتشتی با کمکهای مالی خود به مجاهدین به حمایت از حرکت مردمی پرداختند.در آن هنگام چند نفر از تجار زرتشتی در اقتصاد ایران مقام و موقعیت متمازی داشتند که در صدر آنها تجارت خانه جمشدیان متلعق به ارباب جمشید جمشیدیان قرار داشت.تجارت خانه جمشیدیان در کمک مالی به مجاهدان مشروطیت دریغ نمی کرد و تنها در یک بار مبلغ بیست هزار تومان شخصا و بیست هزار تومان از سایر تجار زرتشتی جمع آوری کرده و در اختیار مجاهدین گذارد. از دیگر تجار مهروف زرتشتی یزد که در کمک مالی به مشروطه خواهان نقش اساسی داشت خسرو شاه جهان بود.این دو تجارت خانه به ویژه در بین عشایر و ایلات فارس دارای مجوبیت و نفود فراوانی بودند "و در اثر قراری که بین شادروان پرویز شاهجهان در یزد با آزادیخواهان گذارده شده بود تجارت خانه های جمشیدیان و جهانیان اسلحه و فشنگ و مهماتی را که از خارج وارد ایران می شد .در بندر بوشهر تحویل می گرفتند و جزو سایر مال التجاره ها خود به تهران و سایر شهر ها حمل و در اختیار مجاهدین می گذاشتند. سرچشمه : ۱-تاریخ پهلوی و زرتشتیان تیمسار موبد جهانگبر اشیدری ۲-بر ما چه گذشت از شکست ساسانیان تا پایان دوره پهلوی جمشید پیشدادی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 20:5 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
زرتشتیان که هراز گاه با آزار و سخت گیری مسلمانان روبرو می شدند و نان و میوه و گوشت به آنها فروخیه نمی شد کم کم بر آن شدند که در کوی و برزن خود فروشگاهی باز کنند و نان و میوه و دیگر نیازهای روزانه همکیشان را در دسترس آن ها بگذارند و این سبب شد که بعد ها در کوی زرتشتیان چند فروشگاه نانوائی و سبزی و میوه فروشی گشوده شوند.
سخت گیری در ۸۰-۷۰ سال پیش به ویژه در یزد آن اندازه بود که برخی از آب انبار هایی که بوسیله خیر اندیشان زرتشتی هم به وجود می آمدند دو شیر آب داشتند یکی برای زرتشتیان و یکی برای مسلمانان.گرمابه زرتشتیان از گرمابه مسلمانان جدا بود و زرتشتیان حق نداشتند به گرمابه همگانی بروند. سرچشمه : بر ما چه گذشت از شکست ساسانیان تا پایان دوره پهلوی جمشید پیشدادی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 20:26 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
اترت یا تریتا یا تریت (در اوستا )به چم «سوم، سومین» است. تریتا بر اساس یسنا 9 (هوم یشت) بند 10، پدر گرشاسب است و سومین کسی است که هوم را فشرد و برای پاداش دو پسر به او داده شد: اورواخشیه و گرشاسب. در پیوستهای شاهنامه از نوادگان جمشید بیان شده است.تریتا نخستین پزشک آریایی بوده است. چنانکه در وندیداد فرگرد 20 بند 1-2 آمده است : «زرتشت از اهورامزدا پرسید : کیست در میان پرهیزگاران، دانایان، کامکاران، توانگران، رایومندان، تهمتنان، پیشدادیان، نخستین کسی که ناخوشی را باز داشت، مرگ را باز داشت، زخم نیزه پران را باز داشت، گرمای تب را از تن مردم باز داشت ؟ اهورا مزدا در پاسخ فرمود: ای اسپیتمان زرتشت تریتا در میان پرهیزگاران، دانایان، کامکاران، توانگران، رایومندان، تهمتنان، پیشدادیان نخستین کسی است که ناخوشی را باز داشت، مرگ را باز داشت، زخم نیزه پران را باز داشت، گرمای تب را از تن مردم باز داشت». از نوشتههای کتاب های گوناگون به زبان پهلوی چنین برمیآید که تریتا در جراحی نیز دست داشته است، به نوشته بندهش : «اهورامزدا کاردی جواهرنشان به تریتا بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد». تریتا در هندوستان نیز نخستین پزشک آریایی شناخته میشود. پس میتوان گفت تریتا هنگامی زندگی میکرده است که آریاییان هند و ایران از هم جدا نبودهاند و پزشکی این دو گروه وابسته به یکدیگر بوده است. واژهی انگلیسی از ریشهی تریت سرچشمه گرفته است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 22:34 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
آدر باد مهر اسفندان( آدرباد مارسپندان ) ، نامموبد فرزانه به شکلهای: آذرباد، آتروپات، آذربد، اتروپاته نیز آمده است که به چم «نگهبان آتش» است. وی نخستین گردآورنده اوستا بوده است.زادگاه این موبد دانشمند و بزرگوار زرتشتی بر اساس دینکرت سوم، کوران ده بوده است. او در نیمه دوم سده سوم میلادی و نیمه نخست سده چهارم میلادی میزیسته است. وی در زمان موبد موبدان شاهپور دوم مشهور به شاهپور ذوالاکتاف بود . وی در زمان پادشاهی ساسانیان برای گردآوری نوشتهها و کتابهای پراکنده اوستا ازخودگذشتگی فراوانی نشان داد. در زند بهمن یسن 3-25 او را «دینویراستار» خوانده اند به چم: ویراستار اوستا. در فروردین یشت بند 1و2 فروهر آتروپات اشو ستوده شده است. نام پدر آدرباد، مارسپند است که او را مهر اسفندیار یا مهراسپند هم میگویند و آدرباد مهر اسفندان به چم آدرباد پسر مهر اسفند است. در فصل 33 بندهشن دودمان آذرباد مهر اسپندان روشن شده است که بر اساس آن، نسب وی به منوچهر میرسد. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نیز همین نسب را برای او بیان میکند. آدرباد با چیرگی کامل به خط و زبان اوستا ، بسیاری از نامه های اوستایی را به زبان پهلوی ترجمه کرد. وی کتاب خرده اوستا را نیز تنظیم و تدوین کرد. اندرز نامه هایی نیز به زبان پهلوی از او به یادگار مانده است. در نوشته های پهلوی و روایات زرتشتیان معجزهای به این موبد دانشمند نسبت داده شده که این روایت چنین است که او برای ازمیان بردن شک و تردیدهایی که به راستی و درستی دین پاک مزدیسنی وجود داشت حاضر شد سوگند یاد کند و تن به آزمایش دینی دهد.«آذرباد در پیش هفتاد هزار مرد سر و تن بشست و نه من روی گداخته بر سینه او ریختند و او را هیچ آسیبی نرسید پس از همه شبهه برخاست و به دین پاک بی گمان شدند.» سر چشمه: روایت داراب هرمزدیار جلد اول رویه 50 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 22:32 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
شاه عباس صفوی ۳۰۰ خانوار زرتشتی را از یزد کوچانده و در قزوین سکونت داد . همچنان خانواده های زرتشتی بسا بیشتر از قزوین را به اصفهان کوچانید و در محلی به نام گبر آباد پهلوی جلفا مقام داد .
اوضاع زندگی آنها در گبر آباد مانند نقاط دیگر زرتشتی نشین اسف انگیز بوده است . سقف خانه های آنها بسیار کوتاه و نمی بایستی بلندتر از منازل مسلمانان باشد.در زمان سلطنت سلطان حسین صفوی علمای قشری اطراف شاه را فرا گرفته بودند. اوضاع ارامنه که به واسطه نفوذ دول مسیحی مغرب بسیار خوب بود رو به زوال گذاشت و دچار محرومیت ها گردیدند. بنایراین حال زرتشتیان که بی پشت و پناه بودند می توان قیاس کرد . گویا محرومیت ها بس نبود که روزی به قتوای علما و تایید شاه قتل عام زرتشتیان اصفهان یا اسلام آوردن آنها صادر می گردد. در این گیر و دار که بسیاری از بهدینان جان خود را باختند دستور نوروز زنده موبدان موبد اصفهان آنش مقدس را بر داشته روی به یزد پا به فرار می گذارد. زرتشتیان بی شماری در آن هنگام طمعه شمشیر تعصب مسلمانان واقع شدند و اندکی از آن ها اسلام آوردند و جان به سلامت بردند. روانشان شاد و بهشت برین جایگاهیشان.
سرچشمه :تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان-رشید شهمردان -تهران فروردین ۱۳۶۰-رویه ۴۶۶ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 22:18 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
پدر طاهر بن عبدالله امیر خراسان زرتشتی بود . برای حفظ امارت خراسان اسلام آورد و مصدر خدمات مهمی برای مامون پسر هارون الرشید خلیفه عباسی شد تا پست امارت خراسان برای پسرش طاهر استوار گردد.
طاهر هنگام امارت خویش چون از وجود نوشته های دینی زرتشتیان مطلع میشود برای خوش خدمتی به خلیفه وقت فرمان می دهد هر یک از زرتشتیان قلمرو او که آن زمان خراسان بزرگ بود یک من از کتب و نوشته های دینی خود را بیاورند و هر کس نیاورد او را اعدام کنند. نوشته ها و کتابها در آن زمان خطی بود و امکان داشتن آن برای همه میسر نبود. هر کس نوشته هائی داشت تحویل عمال طاهر امیر خراسان داد و همه آن طعمه آتش گردید و آورنده از مرگ نجات یافت.اما کسانیکه نوشته و کتب دینی نداشتند و تحویل عمال طاهر ندادند به موجب فرمان صادره همگی به قتل رسیدند.جمعی کثیر بالغ بر هزاران نفر جان خود را برای دین بهی فدا کردند روانشان شاد و بهشت برین جایگاهیشان. سرچشمه :تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان-رشید شهمردان -تهران فروردین ۱۳۶۰ -رویه ۴۶۶ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 21:36 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
با توجه به برنامهريزيهاي انجامشده براي هماهنگ شدن زرتشتيان سراسر جهان در نيايشهاي نوروزي، اين كتاب با نام « HamÄ Anjuman Prayers for Naurooz » براي نوروز امسال در اختيار هموندان FEZANA (فدراسيون انجمنهاي زرتشتي آمريكاي شمالي) قرار خواهدگرفت. گردآوري كتاب نيايشي نوروز در مدتزمان فرنشيني رستم كوالا، كه كميتهي جشن نوروز، گردهمآمدند تا جشن نوروز سال ٢٠٠٧ را بين هموندان FEZANA هماهنگ كنند، برنامهريزي شد. يكي از پيشنهاداتي كه به عنوان يك طرح ويژه گفتهشد، گردآوري كتاب نيايش عيد نوروز بهطوريكه توسط زرتشتيان سراسر جهان بتواند استفادهشود، بودهاست. «سلي» با دستورها، موبدها و پژوهشگران زيادي در ايران، هندوستان و آمريكاي شمالي گفتوگو كرد و ٨ نيايش را براي اين طرح برگزيد. دوستداران ميتوانند اين كتاب را بهصورت رايگان دريافت كنند و درصورت تمايل براي خيرانديشي دربارهي هزينهي چاپ و كپي كتاب، با تارنگار www.fezana.org پيوند برقرار سازند. براي دريافت نسخهي الكترونيكي كتاب اينجا را كليك كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 11:24 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
زمانی که بانک ایران و روس در شهرهای ایران پایه گذاری شد، به فرمان رضاشاه یک نمایندگی نیز در یزد شروع به کار کرد. مردم به خاطر یاری به تجارتخانه جهانیان از داد و ستد با بانک ایران و روس خودداری می کردند. رضاشاه تیمورتاش را برای رسیدگی مامور کرد و تیمورتاش در گزارش خود نوشت که مردم جنوب ایران به تجارتخانه جهانیان بیشتر از بانک اعتماد دارند. رضاشاه رستم جهانیان را به تهران خواست و بازخواست کرد. به دستور رضاشاه رستم شاهجهان وادار شد مبلغ چهارهزار ریال پول که مبلغ هنگفتی بود به خزانه دولت پرداخت کند. رستم شاهجهان این پول را بی درنگ می پردازد و از تهران روانه یزد می شود، ولی در بین راه به بیماری سینه پهلو دچار و پس از چند روز در یزد در می گذرد. فرزند بزرگ او کیخسرو جهانیان که در فرانسه و سوییس تحصیلات خود را به پایان برده و به یزد برگشته بود، کارهای پدر را پی می گیرد. با پخش خبر درگذشت رستم شاهجهان و درگیری او با دولت، همه طلبکاران به یکباره برای دریافت پول های خود به تجارتخانه جهانیان هجوم می آورند. کیخسرو با بردباری و تیزهوشی ویژه خود همه بدهی های تجارتخانه را پرداخت می کند. همین فشار تجارتخانه جهانیان را به ناچار تعطیل می کند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:35 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
گردآوری و ترجمه از خسرو شهمردان: پارسیانهند در کار بازگانی مردمانی بیباک و سرشار از استعداد هستند. ایشان در گذشته سواحل دور از هند را در جستجوی راههای جدید بازرگانی کاویدهاند. آنها در بسیاری از این سرزمینهای دور تجارتخانه و مراکز بازرگانی گوناگونی برپا داشتهاند. یکی از این کانونهای بازرگانی که در یک دورهی زمانی پایگاهی برای داد و ستد بازرگانان پارسی شده بود، بندر «عدن» در کشور یمن واقع در نوار جنوبی شبهه جزیره عربستان است. زمانی «عدن» بهمانند بندر «سنگاپور» به خواست انگلیسیها بندر آزاد بازرگانی شده بود. «عدن» مانند یک پل بازرگانی دریای سرخ و کانال سوئز را به آبهای گرم خاور پیوند میداد. این جایگاه عدن، چشمانداز بازرگانی خوبی را پیش روی بازرگانان پارسی قرار داده و شوند آن شده بود تا بسیاری از ایشان راه بندر عدن را در پیش گیرند. 1: این جستار برگردانی است از انگلیسی به فارسی بر اساس نوشتاری پیرامون همین موضوع که در ویژه نامه سال نوی پارسی(نوروز) روزنامه «جام جمشید» به تاریخ یکشنبه 16 اوت 1998 در بمبئی به چاپ رسیده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:31 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
بوذرجمهر پرخیده: در سال 1355خورشیدی، برای گفت و گو با هیات امنای انجمن فرهنگ ایران باستان به جای این انجمن در کتابخانه یگانگی رفتیم. فرتور زیر این گفت و گو را نشان می دهد. فرنگیس شاهرخ (چهارمین تن از راست)، از بنیادگزاران این انجمن بود. برای خواندن این گفت و گو نگاه کنید به:
فرنگیس شاهرخ (یگانگی) افزون بر این گفت و گو، با دیگر فعالان زرتشتی که در آمریکا زندگی می کردند گفت و گو شده است که مشخصات این گفت و گوها چنین است: فریدون انوشیروان کیامنش رستم صرفه سرتیپ خدارحم شهریاری http://www.fis-iran.org/fa/oralhistory/Shahriyari-General-Khoda-Rahm فریدون آو |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:25 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روز است مادر ناراحت است و گفتگو از این است که پدر دیر کرده. او قرار بود چهار روز پیش با ماشین سیمی از شیراز به یزد بیاید. چه شده که نیامده است؟ مادر و عموها خیلی نگرانند. وسیله ای هم نیست که بتوانند از او خبری به دست آورند. قرار است اگر تا سه چهار روز دیگر از او خبری نشد عمو با ماشین از راه ابرقو راهی شیراز شود و در راه از چگونگی او پرس و جو کند. همه فکر می کنیم پدر در سر راه سری هم به رستم اباد زده است. این گمان تا اندازه ای نگرانی همه را کم می کرد. ولی ماشین از شیراز به یزد که نمی تواند یکی دو روز در «فراغه» به خاطر پدر بماند. شاید تا آنجا با ماشین رفته و از آنجا تا یزد با الاغ می آید. یک روز پیش از این که عمو می خواست به شیراز برود، پیکی در رسید. یکی از کشاورزان مهرآباد بود. او خبر آورد که پدر در راه به وسیله دزدان تیری به پایش خورده و هم اکنون در منزل یکی از کشاورزان از او نگهداری می کنند و تا دو روز دیگر با الاغ به یزد می آید. گرچه همه از تیر خوردن پدر ناراحت بودیم ولی باز شکر خدا را به جا می آوردیم که جانش سالم است. پدر دوسه روز بعد به یزد آمد و به وسیله دکتر منوچهر که یکی از پزشکان پارسی بود و در درمانگاهی که پارسیان برای درمان رایگان زرتشتیان باشنده یزد دایر کرده بودند درمان شد. دکتر منوچهر یک چهار پاره و سه ساچمه از ماهیچه و ران پدر در آورد و آن را روز نوروز که پدر به دیدنش رفت به پدر جشنی داد. پدر داستان را این گونه گفت: بین دو کوه که پوزه سیاه نامیده می شود و چند فرسخ تا ابرکوه (ابرقو) فاصله دارد دزدان با شلیک رگبار گلوله به ماشین ایست دادند و مسافران را که دو تن کشته و او و یک تن دیگر زخمی شده بودند، ردیف کردند و سرکرده دزدها گفت رستم نامی در بین شما هست، او را نشان دهید تا دیگران آزاد شوند. بدبختانه و یا خوشبختانه تنها مسافری که نام مرا می دانست کشته شده بود و دیگران نام مرا نمی دانستند. مسافران گفتند ما همگی مسلمان هستیم و رستم نامی در بین ما نیست، شاید در ماشین جلویی بوده و یا بعدی باشد. ما از سخنان آنان دانستیم که آن ها در جستجوی رستم شاهجهان هستند تا او را به گروگان بگیرند و پول از تجارتخانه او دریافت دارند. به هر حال چون شب نزدیک بود آن ها ما را در پهنه بیابان گذاشتند و رفتند. فردا صبح مسافری که با الاغ از آن جا می گذشت خبر به دهات سر راه رسانید و از رستم آباد دو سه کشاورز که پیام مرا دریافت کرده بودند آمدند و با یاری آن ها مرا به مهرآباد که به ما نزدیکتر بود رسانیدند و دیگر مسافران را به دهات اطراف تا اینکه ژاندارم ها آن ها را به یزد رسانیدند. خدا را سپاس که این پیش آمد به خیر و خوبی گذشت. عمو به جای پدر به شیراز رفت و پدر یکسالی در یزد ماند و در حجره یزد به جای عمو کار می کرد. از «خاطرات 365 روز» نوشته جمشید پیشدادی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:22 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
هنگامی که خبر به پدر می رسد، فرنگیس پنج ساله است. دختری با هوش است و از گریه و زاری مادر می فهمد که چه روی داده است. هنوز چند روز از فالی که پدر و مادر گرفته بودند، نگذشته بود. مادر فیروزه ، یک روز پیش از سفر شاهرخ به اروپا، به او گفت کتاب حافظ بیاورد تا تفالی بزند و ببیند جنس های گمشده پدر که برای شرکت تلفن خریده بود در روسیه پیدا خواهد شد یا نه. غزلی آمد که در آن این بیت بود: |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:19 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
![]() در تابستان 1305 خورشیدی، دینیار اردشیر به همراه چند تن از دوستان زرتشتی اش؛ بهرام نورآیین، بهرام دینیار کلانتر و ... هم پیمان می شوند که برای گردش به تهران بروند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 21:14 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
در بخش نخست اين نوشتار پيرامون جايگاه نور و آتش در فرهنگ زرتشتي و نيز بزرگ كردن آتشورهرام سخن گفتيم. در ادامه به معرفي آتشورهرام ايرانشاه(:اودوادا) پرداختيم. در بخش دوم از سلسله نوشتار پرستشگاههاي پارسيان هند، انجمنهاي آتشورهرام شهر «سورت»(:surt) را معرفي خواهيم كرد.
دومين آتشورهرام شهر سورت، |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 20:59 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
دستور«ماهیار رامیاران» مشهور به مهرجیرانا(MEHERJIRANA) (۱)نام موبد دانشمند و پیشوای فرزانهی پارسیان هند در میانه سدهی شانزدهم تا هفدهم میلادی است. دستور ماهیار در سال 1510م در شهر نوساری(2) از توابع استان گجرات هند متولد شد. ماهیار استعداد عجیبی در درک علوم دینی و فراگیری زبانهای باستانی داشت بهطوری که در سن چهارده سالگی موفق به فراگیری کامل زبانهای پهلوی، پازند، اوستایی و علوم دینی شد و به مقام موبدی نوزوت گردید، سپس در سن 21 سالگی به عرقان و پژوهش بر روی حکمت اشراق روی آورد و طی سالیان دراز مراحل سلوک را طی و به کشف و شهود نایل میگردد: منبع: فصلی از کتاب چاپ نشدهای از نگارنده تحت عنوان:«نگاهی نو به فرزانگان زرتشتي»
1: « ماهیار بن رانا بن جشنگ بن دادا بن قیامدین بن زرتشت بن هرمزدیار بن رامیاران ». در گویش هندوان واژه «رانا»(:رانه) ، عنواني است كه ایشان به شهرياران و بزرگان خويش ميدهند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 19:56 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||
|
|
|
|
|
این نامه ای است که در تاریخ 2 شهریور 1277 خورشیدی از سوی انجمن ناصری زرتشتیان کرمان به تهران فرستاده شده و به دست دینیار کلانتر رسیده است. نامه ای برای دادخواهی از بیدادی که حاکم کرمان به زرتشتیان می کرده و سپاسداری از حاکم پیشین که زرتشتیان از دست او در آسایش زندگی می کردند. همه نامه را به همان زبان و همان شیوه نگارش و بدون ویرایش در اینجا می آوریم:
نمره 148 ششم ربیع الثانی 1316 این نامه تنها گوشه ای است از داستان زندگی زرتشتیان کرمان در نزدیک به 110 سال پیش در دوره قاجار.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 19:52 توسط خداداد ظهرابي علي آبادي
|
|
||